بدون عنوان
سارینا دلم برات تنگ شده تو چرا گریه نمیکنی تا باباهادی بیارتت خونه



اینقدر دارم جلوی خودم میگیرم که نیام اونجا و یا زنگ نزنم به بابایی.رستا با تربچشم که هرچی پیغام میزارم نمیدونم چرا بدستش نمیرسه آخه من چیکارکنم

.راستی خاله فریدت ک..باغچه ایتم هم فرداصبح میرسه بوشهر و ناهار سفارش ماکارونی داده.راستی جوجه دخترخوبی باش تا خرداد با بابایی بریم تهران دلم تنگ شده واسه اونجا فوقشم جوجه بدی بودی میذارمت اینجا خودم و بابایی میریم
من فعلا دارم از حرص میترکممممممممممممممم زده به سرم خل و چل شدم خدا چرا نمیان ایناتا 5 دقیق دیگه نیومدید میام زنگ میزنم به اون بابای خنگولت بچه.اینارو ول کن فردا سالگرد و میخواین
کیک بخوریم عکسای فردا برات میزارمممم هورااا
.اومدیددددددددددددددددد .بای بای
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بدون عنوان
